تصور کنید بدون اینکه بدانید، ماده‌ای روان‌گردان به شما داده شود و افرادی مخفیانه واکنش‌هایتان را زیر نظر بگیرند. این صحنه فقط متعلق به فیلم‌های جاسوسی نیست؛ آزمایش روی افراد بی‌خبر، بخشی از پرونده واقعی پروژه MKUltra، برنامه محرمانه سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، بود.

اما آیا سیا واقعاً توانست ذهن انسان را کنترل کند؟ برای شناخت این پرونده باید میان سه موضوع تفاوت بگذاریم: هدف پژوهشگران، آزمایش‌هایی که واقعاً انجام شدند و ادعاهایی که بعدها به داستان اضافه شدند. واقعی بودن آزمایش‌ها به معنی موفقیت در کنترل کامل ذهن نیست.

MKUltra چه بود و چرا شکل گرفت؟

  • آغاز برنامه: MKUltra در سال ۱۹۵۳ در سیا شکل گرفت. موضوع اصلی آن بررسی مواد و روش‌هایی بود که بتوانند رفتار، وضعیت ذهنی و توان مقاومت افراد در بازجویی را تغییر دهند.
  • فضای جنگ سرد: نگرانی از روش‌های بازجویی و «شست‌وشوی مغزی» کشورهای رقیب، زمینه این تحقیقات را فراهم کرد. پژوهش‌ها جنبه دفاعی و تهاجمی داشتند؛ شناخت روش‌های احتمالی دشمن و بررسی امکان استفاده از آن‌ها.
  • مدیریت پروژه: سیدنی گاتلیب، شیمی‌دان سیا، از چهره‌های اصلی اداره برنامه بود. MKUltra یک آزمایش واحد نبود؛ مجموعه‌ای از زیرپروژه‌ها با موضوعات متفاوت را در بر می‌گرفت.

پشت درهای بسته چه آزمایش‌هایی انجام می‌شد؟

  • مواد روان‌گردان: LSD و مواد دیگر برای بررسی تغییرات رفتار و وضعیت ذهنی مطالعه شدند. در بعضی آزمایش‌ها، افراد از دریافت ماده یا هدف واقعی آزمایش خبر نداشتند.
  • هیپنوتیزم: پژوهش‌هایی درباره کاربرد هیپنوتیزم در تغییر رفتار و بازجویی انجام شد. بررسی یک روش به معنی اثبات کارایی آن برای فرمان‌بردار کردن انسان نیست.
  • روش‌های دیگر: در مجموعه برنامه‌های مرتبط با کنترل رفتار سیا، انزوا، محرومیت حسی و شوک الکتریکی نیز بررسی شدند. همه این روش‌ها در یک آزمایش یا روی تمام شرکت‌کنندگان اجرا نمی‌شدند.
  • پنهان کردن حامی مالی: بخشی از بودجه از طریق سازمان‌های واسطه منتقل می‌شد تا ارتباط تحقیقات با سیا آشکار نباشد. بنابراین اطلاع از شرکت در پژوهش، الزاماً به معنی شناخت حامی و هدف واقعی آن نبود.

ترسناک‌ترین بخش پرونده؛ آزمایش بدون رضایت

  • افراد بی‌خبر: اسناد رسمی تأیید می‌کنند که بعضی آزمایش‌ها روی افرادی انجام شدند که نمی‌دانستند سوژه تحقیق هستند؛ در نتیجه امکان انتخاب آگاهانه یا رد کردن آزمایش را نداشتند.
  • خانه‌های امن: در نیویورک و سان‌فرانسیسکو مکان‌هایی برای آزمایش مخفیانه مواد روی افراد بی‌خبر وجود داشت. این فعالیت‌ها در شهادت رسمی رئیس سیا در سال ۱۹۷۷ مطرح شدند.
  • مسئله اخلاقی: رضایت آگاهانه یعنی فرد بداند چه چیزی قرار است روی او آزمایش شود، خطرهای احتمالی چیست و حق انصراف داشته باشد. دادن مخفیانه ماده، این حق را از فرد می‌گیرد.

فرانک اولسون؛ یک نام واقعی در میان قربانیان

  • دریافت مخفیانه LSD: فرانک اولسون، دانشمند مرتبط با تحقیقات ارتش آمریکا، در نوامبر ۱۹۵۳ بدون اطلاع قبلی این ماده را دریافت کرد.
  • مرگ چند روز بعد: او پس از بروز مشکلات روانی و مراجعه برای کمک، در ۲۸ نوامبر همان سال بر اثر سقوط از پنجره هتلی در نیویورک جان باخت.
  • پنهان‌کاری: گزارش تحقیقاتی سنا توضیح می‌دهد که سیا خانواده اولسون را از شرایط مرتبط با آزمایش مطلع نکرد و برای پنهان ماندن ارتباط سازمان با ماجرا تلاش کرد.
  • مرز روایت مستند: دریافت مخفیانه ماده و مرگ بعدی او مستند است؛ اما برای نتیجه‌گیری درباره تمام جزئیات و چگونگی مرگ، نباید فرضیه‌ها را جای واقعیت قطعی گذاشت.

اسناد نابود شدند؛ پس ماجرا چطور آشکار شد؟

  • نابودی پرونده‌ها: در سال ۱۹۷۳، به دستور ریچارد هلمز، رئیس وقت سیا، بخش عمده اسناد MKUltra نابود شد. این اقدام بازسازی کامل فعالیت‌ها و شناسایی قربانیان را دشوار کرد.
  • تحقیقات دهه ۱۹۷۰: بررسی‌های کمیته چرچ و دیگر تحقیقات رسمی، آزمایش‌های مخفی را وارد بحث عمومی کردند.
  • رد باقی‌مانده در حساب‌ها: در سال ۱۹۷۷ اسناد بیشتری، عمدتاً مالی، پیدا شد که از نابودی جان سالم به در برده بودند. این مدارک به برگزاری جلسه علنی سنا در ۳ اوت همان سال انجامید.
  • محدودیت اطلاعات: اسناد مالی مسیر پرداخت‌ها را روشن می‌کنند، اما الزاماً نشان نمی‌دهند در هر آزمایش دقیقاً چه اتفاقی افتاده است. به همین دلیل، تصویر موجود همچنان ناقص است.

آیا سیا موفق شد ذهن انسان را کنترل کند؟

  • هدف با نتیجه فرق دارد: تلاش برای تغییر رفتار، اثبات ساخت روشی قابل‌اعتماد برای کنترل کامل افکار و اعمال انسان نیست. اسناد مطرح‌شده چنین موفقیت فراگیری را ثابت نمی‌کنند.
  • آسیب با فرمان‌برداری فرق دارد: ایجاد آشفتگی یا اختلال در وضعیت ذهنی یک فرد، با تبدیل او به انسانی که هر دستور دلخواهی را اجرا کند یکسان نیست.
  • جای خالی اسناد: نابودی مدارک، بعضی پرسش‌ها را بی‌پاسخ گذاشته است؛ اما نبود سند به‌تنهایی نمی‌تواند مدرک درستی یک ادعای تازه باشد.
  • اهمیت واقعی پرونده: برای تکان‌دهنده بودن MKUltra نیازی به داستان‌های تخیلی نیست. آزمایش مخفیانه روی انسان و گرفتن حق انتخاب از او، خود بخش اصلی و هولناک این پرونده است.

-